به گزارش خبرنگار سیاسی «سراج24»، روز گذشته بود که خبر تایید حکم اعدام شیخ نمر روحانی برجسته شیعیان عربستان در دادگاه عالی این کشور رسانه ای شد. اگرچه این حکم منوط به تایید نهایی ملک سلمان پادشاه فعلی دولت سعودی است، اما برداشتن گامی دیگر در جهت نزدیک شدن شیخ آیت الله نمر به اعدام در محافل خبری و رسانه ای و فضای عمومی شیعیان عربستان، احساسات مردم این کشور علیه آل سعود را تشدید خواهد کرد.
آل سعود که در دوران حاکمیت دیکتاتورگونه پادشاهان و فرزندان عبدالعزیز، شیعیان را تحت شدیدترین فشارها قرار داده است، با دستگیری و زندانی کردن و شکنجه و اینک تایید حکم اعدام آیت الله نمر، تحرکات ضد شیعی خود را افزونتر کرده است. نهم جولای سال 2012 میلادی بود که «شیخ نمر آلنمر»، روحانی برجسته شیعی پس از تعقیب و حمله مسلحانه نیروهای امنیتی رژیم سعودی مورد بازداشت قرار گرفت.
دولت سعودی «آیت الله نمر» را به برهم زدن وحدت ملی و «فتنه انگیزی» متهم کرده است. شیخ نمر در سخنرانی های خودبه استبداد و فساد آل سعود معترض شده بود. شرق عربستان پس از دستگیری شیخ نمر به پا خواست و تظاهرات گسترده ای در حمایت از وی در خیابان ها انجام داد. در پی این تظاهرات نیروهای سرکوبگر رژیم آل سعود به شکل وحشیانه ای به مردم حمله کردند.
با مرور به سابقه مواجهه آل سعود با شیعیان عربستان به کینه عمیق این خاندان از شیعیان می توان پی برد.
برخی سازمان های حقوق بشری در گزارشهای خود بارها به این نکته تاکید کرده اند که تبعیض اعمال شده توسط خاندان سعودی بر شهروندان خود پا را از حد و حدود و تعریفهای ارائه شده از تبعیض فراتر مینهد و به سطح ظلم و ستم میرسد. در بخشی از گزارش یکی از سازمان های حقوق بشری آمده است: که رژیم آلسعود با هرگونه آزادی ادای فرایض مذهبی برای پیروان ادیان دیگر مخالف است و از حیث اقلیتهای مذهبی در این کشور به شدت تحت ظلم و ستم قرار دارند و این موضوع تنها غیر مسلمانان را شامل نمیشود، بلکه خود مسلمانان را هم دربرمیگیرد، به ویژه شیعیان، اسماعیلیها و سنیهای غیر وهابی. هم اکنون بسیاری از جوانان عربستانی تنها به دلیل اعتراضهای مسالمتآمیز توسط ماموران امنیتی این رژیم بازداشت شده و در زندانهای سعودی بسرمیبرند؛ این درحالی است که هزاران نفر دیگر نیز سالیانه در معرض بازداشتهای خودسرانه و بیدلیل و محاکمههای ظالمانه قرار میگیرند و به ندرت مشاهده شده که رژیم این زحمت را به خود بدهد که دست کم اقدام به تفهیم اتهام این افراد کند.
گزارش های میدانی از وضعیت کیفی زندگی شیعیان در عربستان هم گزارش های بین المللی را تایید می کند؛ به عنوان مثال برقراری نماز جماعت و برگزاری جلسات مذهبی علمای مذهب مالکی، شافعی و حنفی ممنوع اعلام شده است. از سوی دیگر مقامات سعودی به شدت از استخدام شیعیان در برخی از پستها و مشاغل عمومی و دولتی تنها به دلیل مذهباشان امتناع میکنند، مگر اینکه آیین و مذهب خود را پنهان کنند، چه در غیر این صورت و در صورت فاش کردن اعتقادات و آیین خود در معرض اخراج از محیط کار و بازداشت قرار میگیرند.
چندی پیش بود که اخباری مبنی بر تشکیل گروههایی تحت عنوان "گردانهای زرقاوی در بلاد حرمین" برای اخراج شیعیان از شبه جزیره عربستان در خروجی رسانه ها قرار گرفت. براساس اخباری که منتشر شده بود، گروه تروریستی القاعده با صدور فرمانی به تروریستهای تحت امر خود دستور داده بود هر شیعهای را در هر نقطه عربستان دیدند به قتل برسانند و به آنها اجازه حضور در عربستان را ندهند. مقامات آل سعود واکنش خاصی به این موضوع نشان ندادند.
تحرکات القاعده که مورد حمایت آل سعود است، با قوانینی که به تایید عربستان رسیده است، همخوانی ندارد. اما آل سعود به حمایت از این گروههای تروریستی ادامه می دهد. در سال 1384 سازمان همکاریهای اسلامی در یک اجلاس فوقالعاده تصویب کرد "مذاهب حنفی، مالکی، شافعی، جنبلی، جعفری، زیدی، اباضی و ظاهری، همگی مسلمان هستند و کسی حق تکفیر آنها و تجاوز به مال و ناموس آنها را ندارد." علاوه بر این، حتی ارتکاب تهمت و افترا و تبلیغ علیه اتباع عربستان نیز طی قوانین این کشور ممنوع است و مجازات دارد. این قانون اگرچه به صورت رسمی اعلام شده است اما آل سعود توجهی به قوانین ندارد.
در این بین روحانیون وهابیت هم با فتواهای خصمانه خود به گسترش خشونت علیه شیعیان دامن زده اند. یکی از این افراد "ناصر بن سلیمان العمر"، دبیرکل بنیاد مسلمانان عربستان سعودی و از چهرههای سرشناس تندرو و افراطی وهابی است. شیخ ناصر العمر در پاسخ به یک استفتا مبنی بر راهکارهای مقابله با شیعیان، مطالبی دهشتناک بیان نمود که حکایت از اوج توحش مکتب تکفیری وهابیت و اوج دشمنی و خصومت و کینه وی نسبت به تشیع دارد. وی می گوید: درابتدا باید بدانیم که شیعیان جز با یک حکومت اسلامی جهادی ریشه کن نمیشوند، شیعیان بعد از برپایی حکومت اسلامی دو راه دارند: یا اینکه اسلام را بپذیرند! یا اینکه سر بریده شوند، اگر اصرار کردند بر مذهب خود باقی بمانند با آنها باید این چنین برخورد کنید:«همهی شیعیان را چون سر بریدن گوسفند، سر ببرید تا خون سر تا پای آنها را فرا بگیرد، و چه منظره ی بدیعی است زمانیکه تو می بینی اجساد شیعیان در دریایی از خون شناورند و صدای امواج خون رافضی گوشهایت را نوازش میدهد و جنازه هایشان، چشم هایت را به وجد می آورد. زنان آنها را به اسارت ببرید و در میان رزمندگان به صورت عادلانه تقسیم کنید .کودکان شیعه را به فراگیری تعلیمات اسلامی صحیح وا دارید و توحید و عقیده را به آنها آموزش دهید، و به آنها آموزش های نظامی دهید تا در فتوحات اسلامی از آنها استفاده شود.» وی فتواهای تندتر و وحشیانهتری هم علیه شیعیان اعلام کرده است که از آوردن آنها در این گزارش معذوریم.
اگرچه حضور شیعیان در مدینه، از نظر زمان و تاریخ، مساوی با عمر اسلام است و شیعیان سایر نقاط عربستان نیز از چنین سابقه تاریخی طولانی و روشنی برخوردارند، اما ضدیت با شیعیان جز اصول وهابیت است که در طول تاریخ سابقه داشته است. در دوران جدیدتر نیز از قرن هجدهم میلادی تا به امروز، شواهد تاریخی زیادی در این زمینه به چشم می خورد. صلاح الدین مختار، از نویسندگان وهابی می نویسد: «در سال 1216 هجری قمری امیر سعود با قشون بسیار، متشکل از مردم نجد و عشایر جنوب و حجاز و تهامه و نقاط دیگر، به قصد عراق حرکت کرد و در ماه ذی القعده به کربلا رسید و آنجا را محاصره کرد . سپاهش برج و باروی شهر را خراب کرده، به زور وارد شهر شدند و بیشتر مردم را که در کوچه و بازار و خانه ها بودند، به قتل رساندند. آنها با تخریب اماکن مقدس شیعی، نزدیک ظهر با اموال و غنایم فراوان از شهر خارج شدند و در نقطه ای به نام ابیض گرد آمدند. خمس اموال غارت شده را خود سعود برداشت و بقیه به نسبت هر پیاده یک سهم و هر سواره دو سهم، بین مهاجمان تقسیم شد.»
اصول ضد شیعی وهابیت در طول سالیان گذشته، منشأ ظلم و اقدامات کینه توزانه علیه شیعیان و تبعیض وتنفر از آنها بوده است.
به نظر می رسد ضدیت با شیعیان تا زمانی که وهابیت از ارکان و اجزای اصلی رژیم سعودی است، از سوی این رژیم حمایت و بنابر مقتضیات زمان و برآوردهای استراتژیک به کار گرفته خواهد شد.



